تبلیغات

کد دعای فرج برای وبلاگ

سبز فقط سبز علی ، رهبر فقط سیدعلی - سفیانی؛ جنبشی شیطانی برای نابودی تشیع
بیعت با رهبر انقلاب::بیعت با امام زمان(عج)

سفیانی؛ جنبشی شیطانی برای نابودی تشیع

جمعه 11 تیر 1389 09:58 ق.ظ

نویسنده : Zohor313
ارسال شده در: امام زمان(عج) ،

* سفیانی؛ جنبشی شیطانی برای نابودی تشیع

* دورنمایی از حرکت سفیانی

* ائتلاف آمریکایی ـ صهیونی ـ سعودی؛ پشتیبانان سفیانی

* آمریکا و مقدمه سازی خروج سفیانی

* طرح خاورمیانه بزرگ ـ مقدمه خروج سفیانی

* آیا نبرد احتمالی رژیم صهیونیستی با سوریه خروج احتمالی سفیانی را در پی خواهد داشت؟

* رنگ سرخ پرچم سفیانی؛ و سیاست خونین وی

* عوام فریبی و ریاکاری سفیانی

* غربی ها عامل اصلی تحرک سفیانی

* ورود سفیانی به عراق

* فرو رفتن سپاه سفیانی در بیداء

* نبرد ایران و سفیانی

در مطالب قبلی گفته شد که از بین نشانه های ظهور تنها 5 نشانه باقی مانده است که اولین آن ها خروج سفیانی است. (مطالب مرتبط:+ افشای چهره سفیانی ضربه مهلک بر استکبار + باقی ماندن 5 نشانه از 1200 نشانه‌ آخرالزمان، + وادی یابس؛ محل خروج سفیانی، + تحرکات داییان "سفیانی" در آخرالزمان ، + نمایی کلی از اولین نشانه سال ظهور: خروج سفیانی)

متن کامل در ادامه مطلب...

سفیانی؛ جنبشی شیطانی برای نابودی تشیع

اگر در روایت امام صادق ع درباره سفیانی دقت کنیم می بینیم که سفیانی جنبشی شیطانی و خصمانه علیه مذهب اهل بیت ع (تشیع) می باشد و بلکه هدف آن امحاء دین حقه و در واقع «پیروز شدن بر شیعیان» است، چرا که با پیروزی بر شیعیان، مسلمانان مانند یهود و نصارا فرقه فرقه شده و طایفه حقی در آن باقی نمی ماند و تماماً در گمراهی خواهند بود، پس از آن هر گونه حرکت امت با الهام از شیطان بوده و بدین ترتیب رویای شیطان به حقیقت پیوسته و در عرش زمین قرار می گیرد. همان گونه که یزید ملعون گفت: «لا خبر جاء ولا وحی نزل»

اما خداوند از این امر ابا دارد، و همان گونه که در تاریخ نیز می بینیم خداوند در عاشورای سال 61 هجری، با شهادت سید جوانان اهل بهشت و نور خداوندی در زمین، حسین ع دین محمدی اصیل را احیاء و طریق هدایت خویش را حفظ کرد، همان گونه که خدای تعالی به حضرت ابراهیم ع فرمود: «و فدیناه بذبح عظیم» ما این دین را که تو و رسولان دیگر برای خاطر آن مبعوث شدی با خون حسین ع نجات بخشیدیم.

شبیه چنین حرکتی را سفیانی در آخرالزمان مرتکب می شود و از آنجایی که خطر سفیانی برای تشیع بسیار جدی است یکی از دلایل و نشانه های قطعی (اولین نشانه) ظهور حضرت مهدی عج می باشد. اهمیت موضوع تا بدانجاست که وقوع بقیه نشانه های قطعی سال ظهور بدون سفیانی ممکن نیست!

 

سفیانی در پی نابودی شیعیان است

دورنمایی از حرکت سفیانی

امام صادق (ع) فرمود: «ما و خاندان ابوسفیان، دو خانواده هستیم که به جهت خداوند با یکدیگر دشمنی کردیم. ما خداوند را تصدیق کردیم و آن ها تکذیبش کردند. ابوسفیان با پیامبر جنگید و معاویه با علی بن ابی‌طالب ع و یزید با حسین بن علی ع. سفیانی نیز با قائم ع خواهد جنگید.»(۱)

این بدین معنی است که پروژه سفیانی به منظور هدف قرار دادن شیعه اهل بیت ع خواهد بود و این پروژه که روایات اهل بیت ع در خصوص آن در سطور آتی ذکر خواهد شد ابتدا با دشمنان شیعه جنگیده و بعد از این اوضاع به کام وی شد شروع به کشتار و اسارت شیعه می کند، بغداد و کوفه و بصره را نابود و بر عراق و پنج شهر شام مسلط خواهد شد، مصر را فتح و حاکم آن را فراری می دهد، سپس در جنوب عراق با سید خراسانی جنگیده و در عین حال بنا به درخواست حاکم حجاز سپاهی 120 هزار نفری را جهت دستگیری و تعقیب حضرت مهدی ع در مکه گسیل می دارد، سپس خداوند آن را در زمین فرو می برد.

 

ائتلاف آمریکایی ـ صهیونی ـ سعودی؛ پشتیبانان سفیانی

این تحرکات نمی تواند جز با مشارکت گروهایی از اراذل و اوباش مانند وهابیون و طالبان و ... انجام گیرد. اگر کسی بخواهد از ماهیت این افراد مطلع شود کافی است سفری به عربستان سعودی داشته باشد یا دست آوردهای طالبان در افغانستان و ... را مشاهده کند.

تحرکات سفیانی علیه شیعیان نمی تواند جز با مشارکت گروهایی از اراذل و اوباش مانند وهابیون و طالبان و ... انجام گیرد

این حرکت نیاز به برنامه ریزی و ظرفیت و رهبری، پول، ارتش، و حمایت از دشمنان اهل بیت ع تحت بهانه دفاع از اهل سنت دارد.

برای پی بردن به اقداماتی که سفیانی انجام خواهد داد می توانیم به روایات رجوع کنیم اما در عین حال می توانیم نمونه های کوچکی از این اقدامات را همان گونه که قبلا عنوان کردم در برهه ای از زمان معاصر مشاهده کنیم. صدام به سفیانی کوچک معروف است، این امر می تواند در خصوص طالبان و روسای آن از بن لادن تا الزرقاوی صادق باشد.

  

صدام (سفیانی کوچک) ـ بن لادن و الزرقاوی

اما سفیانی برای پیش بردن کارهای خود همان گونه که به نظر شما رسید نیازمند مقدمات مفصلی است، و پشتیبان آن همان ائتلاف آمریکایی ـ صهیونی ـ سعودی و ائمه کفر و نفاق و فتنه و سایر دولت های غربی و برخی دولت های عربی است، آخرین و خطرناک ترین سفیانی را این نیروها پشتیبانی خواهند کرد، کینه و عداوت این جریان را می توان در اظهارنظرهایی از قبیل: «طرح آمریکایی خاورمیانه بزرگ (برای پیروز شدن بر شیعیان)(۲)، جستجوی حضرت مهدی ع در عراق(۳) و حجاز و یمن(۴)، اظهارات شیمون پرز در خصوص اهمیت تشکیل ائتلاف اسرائیل با کشورهای سنی برای مقابله با خطر شیعه(۵)، و هشدار یکی از سردمداران کشورهای عربی مبنی بر تشکیل هلال شیعی و ... (۶)»

ائتلاف آمریکایی ـ صهیونی ـ سعودی و ائمه کفر و نفاق و فتنه و ... پشتیبانان سفیانی

 

آمریکا و مقدمه سازی خروج سفیانی

از این رو می بینیم بسیاری از آن چه که مقدمات جنبش سفیانی محسوب می شود، توسط آمریکا از طریق ورود به عراق، مبارزه با دشمنان اهل بیت ع یعنی حذف صدام و الزرقاوی، و پشتیبانی از شیعیان در فلوجه، الرمادی و تکریت در ابتدای امر، و سپس ائتلاف با صدامیون و تروریست ها و برخی شیعیان فریب خورده از جمله برخی نمایندگان دولت عراق، انجام شد، پس از آن از عربستان و برخی کشورهای عربی به بهانه نجات اهل سنت، حمایت چشمگیری نمود و اکنون در آستانه خروج از عراق است ...

اما پیش از آن باعث فجایعی شد که این فجایع تا خروج آخرین سفیانی ادامه داشته و پس از آن وخیم تر نیز خواهد شد:

«یش از قیام قائم، مردم در اثر گناهانشان بوسیله آتشی كه از آسمان بر آن ها آشكار می شود، در عذاب بوده و رنج می برند و نشانه سرخ فامی كه آسمان را می پوشاند و فرو رفتن زمین در بغداد و بصره و خون هایی كه در آنجا ریخته می شود وخانه هایی كه خراب می گردد و هلاكتی كه در بین اهالی آن سامان بوجود می آید و وجود چنان اضطرابی كه اهل عراق را فرا می گیرد بگونه ای كه موجب سلب آرامش آنها می گردد.»(۷)

 

طرح خاورمیانه بزرگ ـ مقدمه خروج سفیانی

از آن جایی که سفیانی کوچک یعنی صدام می توانست در مقابل طرح خاورمیانه بزرگ مانع ایجاد کند بنابراین حذف وی برای پروژه گسترده تر آخرین سفیانی که مقدمات آن در حال حاضر فراهم شده است، الزامی بود.

سپس آمریکا به عنوان اصلی ترین حامی سفیانی با نیروهای نظامی و غیرنظامی در کرانه باختری و اسرائیل و اردن و لبنان و عراق ظاهر شده (همان طوری که یکی از بزرگان لبنان نیز گفته بود: این سفارت امریکا در لبنان است که کشور را اداره می کند) و دیگر چیزی جز جنگ با سوریه یا کشیدن آن کشور به سوی جنگ داخلی باقی نمانده است، در صورت انجام این امر احتمالا سفیانی بعدها جهت اصلاح امور آن وارد سوریه می شود و بر منبر آن قرار می گیرد. در آن زمان دیگر ایران به عنوان متحد سوریه نمی تواند کمکی به بهبودی اوضاع کرده سوریه را از مشکلات داخلی و فشارهای خارجی رهایی بخشد.

 

رنگ سرخ پرچم سفیانی؛ و سیاست خونین وی

اکنون روایاتی را که بر سفیانی انطباق دارد مرور می کنیم:

«سفیانی از شهر های روم میآید؛ در حالی که نصرانی است و بر گردنش صلیب آویخته است.»(۸) (این روایت به صورت مرسل می باشد یعنی سند آن ذکر نشده است)

امام صادق ع:

«اگر سفیانی را ببینی او پلید ترین مردمان است, بور و سرخ آبی است. می گوید:«پروردگارا, ابتدا انتقام سپس اتش جهنم پروردگارا, پروردگارا, پروردگارا,سپس برای اتش جهنم»(۹)

گفتیم که برخی احادیث پرچم وی را سرخ رنگ معرفی کرده است:

«خروج سفیانی. خروج او با پرچمی سرخ خواهد بود که امیر و فرمانده آن هم مردی از قبیله کلب است.»(۱۰)

همان طور که دیدیم، این تعریف علاوه بر این بیان گر رنگ ظاهری پرچم وی است یا این که رنگ سرخ بر آن غلبه دارد، از سیاست خونین وی نیز پرده بر می دارد و سیاستی که صاحب این پرچم در پیش می گیرد خونین و سرخ است.

 

عوام فریبی و ریاکاری سفیانی

البته در برخی روایات پرچم وی سبز رنگ آمده است:

«خروج سفیانی با پرچم سبز و صلیب طلایی است.»(۱۱)

همان طور که دیدیم خروج وی با پرچم سرخ خواهد بود اما در توضیح این روایت می توان گفت همان گونه که در فرهنگ عام رایج است، مردم رنگ سبز را به نشان دینی بودن و صلیب را به عنوان نماد غرب و یا غربزدگی می شناسند. پس میتوان این طور برداشت كرد كه سفیانی شخصی است غربی و یا غربزده كه ادعای دیانت میكند و با تبلیغات وسیع، توسط پول، سرمایه و عوام فریبی اش همانند معاویه، گروه زیادی را، به لطف پرچم سبز اطراف خود جمع می كند.(۱۲)

همان گونه که در روایتی دیگر آمده است:

«سفیانی در اثر عبادت بسیار زرد رنگ به نظر می رسد»(۱۳)

و این نشان از عوام فریبی وی دارد.

 

* غربی ها عامل اصلی تحرک سفیانی

* آیا نبرد احتمالی رژیم صهیونیستی با سوریه خروج احتمالی سفیانی را در پی خواهد داشت؟

 

امام صادق ع می فرماید:

«آن گاه که فتنه را در شام دیدی آن وقت زمان مرگ است و مرگ، تا آن که بنی اصفر (رومی ها) به حرکت درآیند.» (۱۴)

از آن جایی که عامل اصلی تحرک سفیانی رومیان یا غربی ها هستند بنابراین در روایت نیز از این حرکت به حرکت رومیان تعبیر شده است.

با توجه به این حدیث و تحرکات اخیر در روابط بین اسرائیل و سوریه و تهدید اسرائیل برای حمله به سوریه آیا می توان این تحرکات را به فتنه در شام سپس خروج احتمالی سفیانی و باقی قضایا تعبیر کرد؟ والله اعلم

 

ورود سفیانی به عراق  

پس از آن حدیث مربوط به سفیانی و خراسانی در رابطه با عراق را داریم:

«بدون شك خاندان فلان حكمرانى مى كنند و چون به فرمانروائى رسیدند اختلاف پیدا مى كنند و حكومتشان از هم مى پاشد و كارشان پراكنده مى شود، تا اینكه خراسانى و سفیانى بر آنها خروج مى كنند، یكى از مشرق و دیگرى از مغرب ، همچون ستوران در مسابقه به سوى كوفه مى شتابند. او از آنجا و دیگرى از اینجا، تا اینكه هلاكت خاندان فلان بدست این دو خواهد بود. و این دو نفر یكى از آنها را باقى نمى گذارند.» (۱۵)

و مراد از فرزندان فلان در اینجا ممكن است خاندان شیصبانى حاكم عراق و یا فرزندان شیصبان دیگرى باشند. (۱۶)

در نسخه خطى ابن حماد آمده است:

«سواران سفیانى همچون شب ظلمانى و سیل ویرانگر روى مى آورند به هر چیز كه برسند آنرا هلاك و نابود مى كنند تا آنكه وارد كوفه مى شوند و پیروان آل پیامبر ص را بقتل مى رسانند آنگاه از همه جانب به جستجوى اهل خراسان مى پردازند در حالیكه اهل خراسان به طلب مهدى برمى خیزند و او را مى خوانند و به یارى او مى شتابند.»(۱۷)

 

فرو رفتن سپاه سفیانی در بیداء

پس از آن حدیث خسف و فرو رفتن ارتش سفیانی را می بینیم و آیه کریمه 47 سوره مبارکه نساء مربوط به این امر است که خداوند خطاب قرار می دهد:

«ا ایها الذین آمنوا الکتاب آمنوا بما نزلنا مصدقا لما معکم من قبل ان نطمس وجوها علی ادبارها.»

اى كسانى كه كتاب (خدا) به شما داده شده! به آنچه (بر پیامبر خود) نازل كردیم -و هماهنگ با نشانه‏هایى است كه با شماست- ایمان بیاورید، پیش از آنكه صورتهایى را محو كنیم، سپس به پشت سر بازگردانیم ...

ملا محسن فیض کاشانی صاحب کتاب المحجه البیضا به نقل از کتاب اختصاص شیخ مفید در خصوص تفسیر این آیه آورده است «... این آیه در مورد آن ها (سفیانی و ارتش فرورفته وی) نازل شده است.»

در نسخه بن حماد از حفصه نقل شده است كه گفت :

«از پیامبر خدا شنیدم كه فرمود: لشكرى از جانب مغرب مى آید و این خانه (كعبه ) را مى خواهد، تا آنكه به بیابان مى رسد و زمین آن را در خود فرو مى برد كسانى كه پیشاپیش آن هستند باز مى گردند تا ببینند چه بر سر آن قوم آمده است كه آنها هم به همان مصیبت گرفتار مى شوند آنگاه خداوند هر كس را بر طبق نیت او بر مى انگیزد.»(۱۸)

در همین كتاب از ابى قبیل نقل شده است كه گفت :

«از آنها یكى باقى نمى ماند مگر یك بشارت دهنده و بیم دهنده اى ، اما بشارت دهنده نزد مهدى علیه السلام و یارانش مى آید و از آنچه اتفاق افتاده خبر مى دهد و گواه صحنه ، در چهره اش پیداست ، یعنى خداوند صورت او را به پشت سر او برمى گرداند و بدین ترتیب با مشاهده برگشتن چهره او به پشت سر، سخن او را تصدیق مى كنند و آگاه مى شوند كه آن قوم در زمین فرو رفته اند و دومى همانند اولى ، خداوند چهره اش را به عقب برمى گرداند، نزد سفیانى مى آید و آنچه بر سر یاران او آمده براى وى بازگو مى كند سفیانى نیز به جهت علامتى كه در او مى بیند گفته وى را باور مى كند و آن را مطابق با واقع مى داند. و این دو مردانى از قبیله كلب هستند.» (۱۹)

و آیه 47 سوره نساء که قبلا ذکر شد.

 

نبرد ایران و سفیانی

همان گونه که آقای علی کورانی در کتاب عصر ظهور آورده است:

«وقتى سواران سفیانى به سوى كوفه رفتند، گروهى را در جستجوى اهل خراسان مى فرستد و در این حال اهل خراسان به طلب مهدى بیرون مى آیند آنگاه هاشمى با درفش هاى سیاه در حالیكه شعیب بن صالح در پیشاپیش آنها حركت مى كند با امام مهدى ملاقات مى كند و همچنین آن حضرت در محل دروازه استخر با یاران سفیانى برخورد مى كنند و بین آنها نبردى بزرگ رخ مى دهد. در این هنگام درفش هاى سیاه آشكار مى شود و سواران سفیانى پا به فرار مى گذارند. در این بحبوحه مردم آرزوى دیدار مهدى (ع) را داشته و او را مى جویند.»

معناى جمله «هاشمى با او ملاقات مى كند» یعنى حضرت مهدى (ع ) و هاشمى خراسانى فرمانده نیروهاى ایرانى یكدیگر را ملاقات مى كنند، چنانكه روایت بعدى صریحا بر آن دلالت دارد، یعنى گروههاى ایرانى در جستجوى امام مهدى (ع ) بیرون مى آیند تا با او بیعت نموده و در كنار آن حضرت ، علیه دشمنان به نبرد بپردازند. از این رو متوجه جنوب ایران نزدیك مرزهاى خشكى حجاز، از ناحیه بصره مى گردند، در این هنگام است كه فرمانده آنها هاشمى خراسانى و سپاهیان وى با حضرت ملاقات مى كنند، به این معنى كه امام مهدى ارواحنا فداه ، پس از آزاد كردن حجاز و حركت به سمت جنوب ایران ، با آنان ملاقات مى كند، آنگاه نبرد یاد شده با نیروهاى سفیانى كه روایت اشاره مى كند به اینكه آنها وارد جنوب ایران و عراق مى شوند، بوقوع مى پیوندد ...

روایت ذیل آمدن حضرت مهدى (ع ) به جنوب ایران را بیان و نیز جنگ دروازه استخر یا كوه سفید را توصیف مى كند. ولى متاءسفانه در متن روایت ، نوعى آشفتگى وجود دارد:

«سفیانى لشكریان خود را پس از ورود به كوفه و بغداد در سراسر دنیا منتشر مى سازد و از ناحیه ماوراءالنهر، از اهل خراسان ، ترس و وحشتى به او مى رسد، آنگاه سپاهیان مشرق (به لشكریان سفیانى هجوم مى آورند و آنها را بقتل مى رسانند) وقتى این خبر به او مى رسد سپاهى گران به استخر مى فرستد و در این زمان (سفیانى و نیروهایش ) و حضرت مهدى (ع ) و هاشمى در كوه سفید برخورد مى كنند و در آنجا بین آنها كارزارى چنان بزرگ بوقوع مى پیوندد كه سواران ، خون را به ساقهاى پاى اسبان خود مى رسانند.»

روایت نخستین تاءثیر شگرفى را كه در اثر شكست نیروهاى سفیانى در نبرد اهواز بوجود مى آید، یاد مى كند كه در هواداران حضرت مهدى (ع ) در میان ملتهاى مسلمان موجى بر پا مى كند بطوریكه براى پیوستن به آن حضرت و بیعت با وى دست به حركت و جنبش مى زنند.

«در این هنگام مردم آرزوى دیدار حضرت مهدى را مى كنند و او را جستجو مى نمایند.»

به هر حال ، روایات راجع به جنگ هاى سفیانى در عراق بعد از فرو رفتن لشكر او در منطقه حجاز، هر گونه كه باشد، آنچه كه در آن تردیدى نیست این است كه بعد از این حادثه ، وارد مرحله عقب نشینى و شكست مى گردد. و تمام سعى او صرف حفظ و نگهدارى قلمرو حكومت خود یعنى سرزمین شام و نیز تقویت آخرین خط دفاعى فلسطین و قدس و آمادگى در برابر حمله نیروهاى حضرت مهدى (ع ) مى شود.(۲۰)

 

* خاتمه

معتفدم سفیانی و خراسانی در حال حاضر وجود دارند و همین طور سید یمانی که عرش حکومت طواغیت را به لرزه درآورده است.

قبل از خاتمه این بحث مایلم بگویم آیا فریاد امام حسین ع در روز عاشورا را که فرمود: هل من ناصر ینصرنی را به یاد می آورید؟ این فریاد در هر زمان و مکانی وجود دارد و بر گوش ما طنین انداز است و آن عبارت است از همان رسالت الهی دفاع از دین و جنگ با شیطان. بر هر مومنی روی زمین واجب است پاسخ این استمداد را بدهد و بگوید: «لبیک یا حسین» و آرزوی این که «یا لیتنا کنا معکم فنفوز فوزا عظیمت» و این فریاد می گوید: فرزند امام عسکری ع را خوار نکنید زمانی که پشت به حجر الاسود (سنگی که خداوند متعال عهدهایی را در آن به ودیعه نهاد و بوسیله آن در عالم ذر از ما میثاق هایی گرفته است) می ایستد و به خونخواهی جدش امام حسین ع ندا سر می دهد، آیا همان گونه که اصحاب حسین ع به وی لبیک گفتند ما (زن و مرد، کودک و جوان و نوجوان و پیر و ... ) نیز به مهدی ع لبیک خواهیم گفت؟ یا وی را خوار نموده و بهانه جویی خواهیم کرد همان گونه که بسیار ی از اهل کوفه کردند پس باید از خودمان (زن و مرد) بپرسیم که آیا آماده ایم؟


اینجاست که امام باقر ع می فرمایند:

قائم ع آن روز در مكه است و پشت به خانه كعبه داده در حالى كه پناه به كعبه برده است .پس ندا مى دهد: اى مردم ! ما از خداوند طلب یارى مى كنیم .پس، هر كسى از مردم كه دعوت ما را اجابت كرد باید بداند كه ما از اهل بیت پیامبر شماها هستیم و من از همه مردم سزاوارتر هستم نسبت به خداوند بزرگ و پیامبر او.

اى مردم ! هر كسى كه با من محاجه كند در مورد آدم علیه السّلام ، باید بداند كه من نسبت به آدم از همه برترم و هر كسى كه در ارتباط با نوح با من محاجه كند، باید بداند كه من نسبت به نوح از همه مقدم ترم و هر كسى كه با من محاجه كند نسبت به ابراهیم ، باید بداند كه من اولى از همه هستم و آن كسى كه نسبت به حضرت محمد صلى الله علیه و آله از همه برترم و هر كسى كه در ارتباط با انبیاء با من محاجه كند، من اولى هستم از همه نسبت به انبیاء.

آیا نمى بینى كه خداوند در قرآن محكمش مى فرماید:

«خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهیم و دودمان عمران را بر عالمیان برگزیده است» (33 آل عمران)

پس، من باقیمانده از آدم و ذخیره از نوح و برگزیده ابراهیم و خلاصه اى هستم از وجود مقدس محمد ص آگاه باشید، هر كسى كه با كتاب خدا با من به مجادله بپردازد، من اولى از همه هستم نسبت به قرآن خداوند، و هر كسى در ارتباط با سنت رسول اكرم صلى الله علیه و آله با من محاجه نماید، من از همه سزاوارترم نسبت به آن بزرگوار. شما را به خدا سوگند مى دهم آن افرادى كه امروز سخنان مرا

شنیدند آن را به غایبان برسانند. از شما سؤ ال مى كنم به حق خداوند و حق رسول خدا صلى الله علیه و آله ، به حق من بر شما كه به جهت نزدیك بودن با رسول خدا بر شما دارم (فرزند او هستم ) ما را یارى كنید نسبت به آن افرادى كه به ما ظلم كردند. به درستى كه ستمگران ما را از وطنمان دور ساختند و حق ما را غصب كردند و ما و فرزندانمان را آواره نمودند و درباره ما ستم روا داشتند و نگذاشتند كه ما از حق خودمان استفاده كنیم و اهل باطل بر ما افترا بستند. بترسید از خدا، بترسید از خدا و ما را رها نسازید بلكه یاریمان كنید تا اینكه خداوند شما را یارى فرماید.

در این موقع خداوند سیصد و سیزده تن اصحاب خاص آن حضرت را مانند ابرهاى پراكنده در فصل سوم از فصول چهارگانه كه آن را (خریف) (پاییز) مى نامند در خدمت آن حضرت حاضر مى كند و این جریان (حضور اصحاب) اى جابر! مصداق این آیه شریفه است :

«هر كجا باشید خداوند همه شما را به میعادگاه خواهد آورد، به درستى كه خداوند بر هر چیز تواناست» (148 بقره)

پس آن سیصد و سیزده تن بین ركن و مقام با آن حضرت بیعت مى كنند (با مهدى آل محمد ع) و بااو عهدى است از رسول الله صلى الله علیه و آله كه توسط پدران بزرگوارش به دست او رسیده است .

اى جابر! قائم مردى است از فرزندان امام حسین (ع) كه خداوند امر قیامش را در یك شب اصلاح مى كند.

اى جابر! چگونه براى این مردم مشكل است باور كنند كه او (قائم ) فرزند رسول اكرم صلى الله علیه و آله است و مقام وراثت از آباء و اجدادش به او رسیده و او وراث علم همه آنهاست ؟

اى جابر! اگر پذیرفتن اینها بر مردم مشكل باشد اما صیحه آسمانى را نمى توانند نپذیرند كه او (قائم آل محمد ع) را به اسم خودش و نام پدرش و اسم مادرش معرفى مى كند (محمد فرزند حسن مادرش نرجس ، دیگر نمى توانند او را رد و انكار كنند)(۲۱)

 

منبع مطلب این پست: http://www.apocalypse.ir/post-170.aspx




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 12 تیر 1389 09:31 ق.ظ